تبليغاتX
نــــــــــــاقــــلااااااااااااا
با سلام خدمت همکاران گرامی

حال و احوالتون چطوره؟ ما رو نمی بینید خوشید؟!

از امروز فعالیت رسمی این وبلاگ آغاز می شه! درست مثه قبل! فقط با این تفاوت که شاید یه کم زود به زود آپ شه! شایدم یه کم دیر به دیر! این یه مورد رو فقط خدا عالِمه!

اول یه سری توضیحات بدم!شایدم بهتر باشه بگم جواب کامنتاتون رو می خوام بدم! بعدم یکی دو تا از اتفاقات جالب این مدت نایاب بودنم رو بگم! بشین بخون حرفم نزن!

¤ این وبلاگ دقیقاً فقط برای این ساخته شده بود که دیگه نگید اون وبلاگ رو آپ کنم! مطمئنم اگه امروزم آپ نمی کردم تا حداکثر یک یا دو ماه دیگه از یادتون می رفتم! اگه هم یادم می افتادید مطمئناً فقط برای چند لحظه! خودتونم دیدید که به جز سه چهار نفرتون دیگه کسی نیومده بود ببینه من کجام! البته اینم بگم که اصلاً قصدم جلب توجه نبود فقط می خواستم ببینید که این که می گه: از دل برود هر آنکه از دیده برفت... چقدر درسته! و یه دلیل دیگه ش هم شاید خستگی! تکرار شدن روزای مثه هم! تکراری شدن خودم از همه مهمتر بود!!!

¤ اگه دوست داشتید می تونید لینکم کنید! اگه بقیه هم بفهمن مانعی نداره! منم به زودی لینکتون می کنم!

¤ من فقط از طریق آی دیم می تونم خبر به روز شدن وبلاگ رو بدم! اگه می خواید هر دفه که آپ می کنم خبرتون کنم این آی دی رو ادد کنید! البته یه سریاتونو خودم ادد کردم! در ضمن اینم بگم که هر کی از راه رسید و ادد کرد قول نمی دم که منم اددش کنم! لطفاً وقتی ادد می کنید خودتونم معرفی کنید تا من بدونم که کی هستید که بعداً من شرمنده تون نشم!

naji_naghola

¤ دیگه توی اون وبلاگ برام کامنت نذارید! چون نمی رسم هر دو جا رو چک کنم! همینجا کافیه البته اگه دوست داشتید! در ضمن من نهایت دو تا سه کامنت می تونم براتون بذارم! از شمام توقع کامنت های زیاد ندارم! یه کامنت کافیه برام! اینو گفتم که نگید کامنتا سهمیه بندی شده! قابل توجه بعضی از انسانهای تپل!!! در ضمن تپل خان احتمالاً از این به بعد همون کاری که گفتی رو بکنم! یعنی یه جا بشینم و کامنتامو بنویسم، بعدم همه رو یکی یکی کپی کنم!

¤ یه دلیل نبودنم توی این مدت قطع شدن تلفن بود! قبض رو یادمون رفته بود پرداخت کنیم! اما خب برای من فرقی نمی کرد! بعضیاتونم خبر داشتید!

¤ یه تشکر و یه معذرت خواهی به دو نفر که اصلنم یکی نیستن بدهکارم! تشکر از محدثه اما اینجا نمی گم که برای چی! فقط گفتم که بعداً اگه توی چت دیدمش یادم بندازه که بهش بگم واسه چی کمال تشکر را دارم! معذرت خواهی از نسیم اما اینو هم اینجا نمی گم که برای چی! فقط گفتم که بعداً اگه توی چت دیدمش یادم بندازه که بهش بگم واسه چی باید ببخشدم! البته شایدم هیچ کدوم رو دلیلشو بهشون نگم!!!

¤ دلم برای همه تون تنگ شده بود... یه کم خیلی زیاد!

¤ سر دیگ آش روز تاسوعا به یاد همه تون بودم! حتی خیلیا که خیلی وقت بود ندیده بودمشون اسماشون ناخودآگاه اومد توی ذهنم! هم برای خانوما هم برای آقایون خیلی دعا کردم اما برای میثم و ریرا و علی نق نقو یه دعای مخصوص کردم! دعا کردم بختشون باز شه!!!

¤ شماره صندلیم سر امتحان مبانی فناوری اطلاعات () ۶۶۶ بود! فکر کن کل بچه های کلاس برام می خوندن:۶۶۶ سه تا شیش داره...!خیلی بی تربیتن بچه های کلاسمون! هی می گفتن نجمه که از خواب پا می شه...! بی ادبااااا! جالب اینکه ۹۰٪ از بچه ها حتی خرخونای داغون کلاس می گفتن می افتن! که با بعضیا می شه ۹۱٪!!! از بقیه تلفات هم هنوز خبری در دست نیست!

¤ حدوداً ده روز پیش عمه م اینا اومده بودن تهران! بعد عمه فیلم عروسی شون رو آورده بود که ما هم ببینیم! جاتون خالی نشستیم یه دل سیر خودمونو تماشا کردیم! تا رسید به قسمت مردونه! بعد توی قسمت مردونه اگه بدونید کیو دیدم؟! حدس زدنش خیلی آسونه! آره خودشه! دایی احمد!!! دایی بزن قدش که فامیل در اومدیم! خلاصه بعد از کلی تحقیق و تفحص من با حالتی کاملاً ضایع هی احمد رو نشون می دادم و می گفتم این کیـــــــــه؟! بعد هی نمی فهمیدن من کیو می گم! خلاصه آخر سر به هر بدبختی ای بود فهموندم که منظورم کیه! بعدم گفتن طرف اسمش حسنه! بعد یادم افتاد اههههههه من این حسن رو می شناسمش! البته بچگیاش دیده بودمش! حیف شد دایی! من کلی تلاش کردم با هم فامیل بشیم توی واقعیتم، اما نشد! ولی خداییش اگه یه کم دیرتر می فهمیدن من کیو نشون می دم کارم ساخته بود!!!

¤ والنتین یا به گفته عوام ولنتاینتون مبارک! امیدوارم هم خوش گذشته باشه و هم خوش بگذره! تازه اولین نفری که به من تبریک گفت بابایی میثم بود! تازهههههه برای خودم یه هدیه با کاکائو هم خریدم!!!

¤ منظور از هدیه توی مورد بالایی کتابای درسیم بود که باید تلاوتشون کنم!

¤ دنیا خانومی به همه تون سلام رسوند! اونم سه بار! مخصوصاً روز تولدش! خیلی دلش می خواست بیاد نت اما نتونست! خلاصه کلی به خاطر تولد و اینا تشکر کرد بعدم گفت به ایرانسلیای محترم بگم که نمی تونه بهتون اس ام اس بفرسته! دقیقاً مشکلی که منم با شماها دارم!!! خلاصه سلام رسوند دیگه!

¤ آهان! یه تبلیغم داریم! این سایت برای دایی احمده! تمام شکلکا رو هم داره! شکلکای کوییک اسمیل و فروم و یاهو مسنجرینا! همه رو داره! یه سریشونم جدیدن! خلاصه اینکه اگه ازشون استفاده کنید، وقتی پسرم ببینه خیلی خوشحال می شه! اینو خودش گفت بهم! تازه خودتونم راحتترید! دیگه نمی خواید هی از این سایت برید تو اون سایت! یه چیز جالبتر اینکه اون گوشه موشه هاش یه سری لینک و تبلیغ هستش! وقتی روشون کلیک می کنید تا باز شن انقده باحالــــــــــــن که نگو و نپرس! بنده خدا سایته خرجم داره خب!!! خلاصه گدا بازی درنیارید! نمی میرید اگه دو تا از اونا رو هم باز کنید!!! اصن هر کی تبلیغا رو باز نکنه بی تربیته! آدرس وبلاگشم به سایت دایی احمد تغییر کرده! خلاصه کلی رفته رو کلاسش!!!

¤ همینا دیگه! فکر نکنم چیزی جا مونده باشه که نگفته باشم! فعلاً این چن وقتم معلوم نیس باشم یا نه! اما وبلاگاتونو می خونم تا جایی که بتونم! در مورد پستایی هم که نبودم براتون کامنت می ذارم، البته اینم اگه بتونم!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:41 توسط نــــــــــــاقــــلااااااااااااا |